تبلیغات
انســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان گــــــــــــــــــــل ســـــــــــــــــر سبــــــــــــــــــد عــــــــــــــــــــــــــالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم - تیری که به چشم می‌خورد
 
انســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان گــــــــــــــــــــل ســـــــــــــــــر سبــــــــــــــــــد عــــــــــــــــــــــــــالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
درباره وبلاگ


سرمشق های آب بابا ؟یادمان رفت

رسم نوشتن با قلم یادمان رفت

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

اما خدای مهربان یادمان رفت . . .


معبـــــــــــــــــــــودا :

بـه بزرگی آنچه داده ای آگاهم کـــــن،

تاکوچکی آنـــــــــــچه ندارم ناآرامـــــــــــــــــم نکند.

مدیر وبلاگ : غلامرضا مومنی
مطالب اخیر

بسم الله الرحمن الرحیم


گاهی مواقع ضربه‌ای که به انسان وارد می‌شود اثر ظاهری نمی‌گذارد و در ظاهر، انسان هیچ احساسی از آن ضربه نمی‌کند و این تیری که از دست شیطان رها می‌شود و به چشم می‌خورد از همین نوع است اما طبق گفته‌ی امام صادق (ع) حسرتی طولانی به همراه دارد.

 امام صادق علیه السّلام فرمود:
 «النَّظَرُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِیسَ مَسْمُومٌ وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِیلَ»
نگاه، تیرى از تیرهاى زهر آلود ابلیس است، و چه بسا یك نگاه (كوتاه)، حسرت و اندوه طولانى را به همراه داشته باشد.[1]



نمونه‌ی بارزِ گفته‌ی گهربار امام صادق (ع) در داستان حمام منجاب ظهور و بروز دارد.
داستان حمام منجاب از این قرار است: روزی زنی برای استحمام به سوی حمام منجاب که حمام معروفی بود می‌رفت اما در مسیر؛ راه را گم کرد، از جوانی که در کوچه نشسته بود آدرس را سوال کرد اما آن جوان هوس باز آدرس خانه‌ی خود را به آن زن نشان داد؛ زن وقتی وارد آن خانه شد، خود را در مهلکه دید، به فکر چاره  برآمد و به جوان گفت، اتفاقا من هم مشتاقم اما با این وضع که نمی‌شود، زیرا من هم گرسنه هم کثیفم، شما برو مقداری عطر و غذا فراهم کن بعد من در خدمتم.
جوان قبول کرد و از خانه بیرون رفت تا عطر و غذا فراهم کند، در این بین زن که دید فرصت مناسبی برای فرار است، از خانه بیرون زد و وقتی جوان برگشت زن را در خانه ندید، بسیار ناراحت شد و در حسرت آن زن ماند.
مدتها گذشت تا این که این مرد در بستر مرگ افتاد، نزدیکان او هرچه او را تلقین می‌دادند نمی‌توانست بگوید و همش به جای این که بگوید « لااله الا الله » می‌گفت« اَیْنَ الطَّریقُ اِلى حَمّامِ مَنْجابٍ ».[2]

 

منابع:
1- ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، صفحه: 264
2- برگرفته از کتاب یکصد موضوع پانصد داستان سید علی اکبر صداقت، ص،265






نوع مطلب : انسان شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
دعای فرج تاریخ روز
 
 
بالای صفحه
 
لیست وبلاگهای به روز شده