تبلیغات
انســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان گــــــــــــــــــــل ســـــــــــــــــر سبــــــــــــــــــد عــــــــــــــــــــــــــالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم - کنترل نا محسوس
 
انســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان گــــــــــــــــــــل ســـــــــــــــــر سبــــــــــــــــــد عــــــــــــــــــــــــــالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
درباره وبلاگ


سرمشق های آب بابا ؟یادمان رفت

رسم نوشتن با قلم یادمان رفت

شعر خدای مهربان را حفظ کردیم

اما خدای مهربان یادمان رفت . . .


معبـــــــــــــــــــــودا :

بـه بزرگی آنچه داده ای آگاهم کـــــن،

تاکوچکی آنـــــــــــچه ندارم ناآرامـــــــــــــــــم نکند.

مدیر وبلاگ : غلامرضا مومنی
مطالب اخیر
چهارشنبه 1 خرداد 1392

بسم الله الرحمن الرحیم

تا به حال چند مرتبه نشسته‌ایم و با خودمان فکر کرده‌ایم که در مقابل دوربین هستیم؟

اگر دقت کرده باشیم، در جائی که برای میهمانی یا عروسی یا هر مراسم دیگری رفته باشیم و آن مراسم در حال ضبط شدن باشد، چقدر دقت می‌کنیم که درست بنشینیم و حواسمان باشد هر کاری را انجام ندهیم! چرا؟ زیرا اطمینان داریم هر کاری را انجام بدهیم ضبط می‌شود و به زودی عده‌ای این فیلم را می‌بینند، به همین دلیل دقت می‌کنیم تصویری كه از ما ضبط می‌شود به گونه‌ای باشد که مایه‌ی خجالت نباشد.

اما غافل از این که از اولین روز تولدمان تا لحضه مرگمان دوربینی در حال ثبت و ظبط اعمالمان است زیرا قرآن کریم می‌فرماید:
«وَ هُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصیر»  و هر جا باشید او (خداوند) با شما است و خداوند نسبت به آنچه انجام می‌دهید بینا است.[1]
قرآن با جمله (وَهُوَ مَعَكُمْ أَیْنَ مَا كُنْتُمْ) خدایی را معرفی می‌كند كه در تمام لحظات و اوقات با ما همراه است و آنی از مخلوق خود غفلت نورزیده و پرده‌ای میان وی و آفریده‌اش نیست.


تصویر دوربین مدار بسته

می‌گویند: فرزند یكی از اصحاب پیامبر، با جمعی در بیابان سفره‌ای گسترده و مشغول غذا خوردن بود، چوپان جوانی با تعدادی گوسفند از كنار آنان گذشت، یک نفر از آن میان برخاست، و چوپان را برای خوردن غذا دعوت نمود. چوپان جوان پس از اظهار تشكر، عذرخواهی كرد و گفت روزه‌ام، این جمله را گفت و با آنها خداحافظی كرد.
برخی از آنها احتمال دادند كه چوپان در این عذرخواهی، ظاهر سازی كرده و از در ریا و تزویر وارد شده و در واقع روزه نبوده است. فرزند آن صحابی با هوشیاری خاصی گفت: من اكنون حقیقت را برای شما روشن می‌كنم و برای همین جهت چوپان را صدا زد و از او خواست یكی از گوسفندان خود را در برابر مبلغی در اختیار آنها بگذارد و اگر مالک گله، گوسفند خود را مطالبه كرد، وی بگوید گوسفند طعمه گرگ گردید و آنها نیز به نفع او گواهی دهند.
جوان پس از شنیدن حرف‌های او مقداری فكر كرد و سربرداشت و با صدای بلند گفت: (فأین اللّه)؛ یعنی پاسخ خدا را چگونه بدهم! او كه می‌بیند و همه جا حاضر است و عمل من برای وی پنهان نیست، آنان با این آزمایش، به اخلاص جوان چوپان پی بردند.

بیائیم قبل از این که دیر شود، تمرین کنیم زیر نظر بودنمان را ...

پی نوشت :
حدید/4





نوع مطلب : انسان شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 خرداد 1392 12:18 ب.ظ
سلام..
مطلب بسیار ارزنده و زیبایی بود..لذت بردم از خوندنش.. منو یاد این کلام از حضرت امیر(ع)انداخت که:بالاترین مرحله ی ایمان اونه که هر جا باشی بدونی خدا اونجاست..
مرسی از حضورتون..موید باشین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
دعای فرج تاریخ روز
 
 
بالای صفحه
 
لیست وبلاگهای به روز شده